خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    سلامات فراوان نثارتان

    تمام كيبوردم پفكي شده دخيخا متوجه شديد من پفك خوردم يا بيشتر توضيح بدم

    واسه تشويق خودم كه حالم خوب شده كلي عخشولانه واسه خودم خريدم  نوش جونم باشه.بوگوئيد خب اول رفتم كه پفك بخرم بعد تمبر ديدم خريدم هفت تا بزرگسه تاش واسه خودم بقيشم برا بقيهكلا من توي تقسيم كردن چيزا، خيلي عادلانه قسمت ميكنم ديگه بيسكويت ترد هم كه ميدونم همه دوس ميدارن همه توي مدرسه از اينا كلي خاطره دارن

    بهدش يكي از عخشولانه هاي شديد من كه اسمارتيزه يادم مياد اولين اسمارتيزي كه خريدم چهارسالم بود يه تفنگ صورتي بود كه توش اسمارتيز بود ديگه تااااااااااااا الان كه هي ميخرم در شك هاي مختلف و نوش جونم مينومايمديروز توي فروشگاه ديدم يه چيزي شكل مداد هس كه فهميدم صد در صد اسماتيزه كه مث موشك روش فرود اومدم و برداشتمش

     

    بعد خلاصه ظهر يه خورده خوابيدم يه دو ساعتيبعد كه پاشدم ديدم ووووووي پام چقد درد مياد اينقد پاهام درد ميكرد كه نگو . بعد به خواهرم گفتم توام با اين كفشاتتتتتتتتتتت آخه كفشم بندش از بغل پام دراومده بود دفعه قبلي كه بيرون بوديم. بعد دوبار قبلترشم دوتا كفشاي ديگم در رفته بود بنداش.اخه من كفشام بند بند هس روش بيشتر كفشام اينطوريه بعد پاشنه ده سانت ميپوشم با اجازتوناصن هم كاري ندارم كه قدم 165 هس ولي بهم پيدا هم نيس مث درخت عرعر نميشم از اين فكرا نكنيد خو هر كي خيلي خيلي لاغر باشه كفش پاشنه بلند بپوشه خيلي بهش پيداس بعد خلاصه ديگه عادتم شده خيلي راحتم بعد من يه كفشاي ديگمو اورده بودم توي پاركينگ گذاشته بودم كه اون سه تا كفشام كه در رفته اينو بپوشم كه وقتي صبح ميخواستيم بريم بيرون ديدم نيييييييبعد گفتم كي برداشتههههههههههههه كفش منو؟خواهرم گفت تو چرا اينقد كفش عوض ميكني پاركينگ رو پر كردي از كفش گفتم خب اونا چسبش كنده شده بندش از بغل پاشنه دراومده بعد گفت خب من بردم توي كمد گذاشتم همه رو فك كردم اون يكي كفشت خوبهمنم حال نداشتم كه برم بيارمش خواهرم گفت اون يكي كفش اسپورت منو بپوش مث همينه كه من پوشيدم بعد اقا اصن اسپورت دوس نميدارمممممممممم بعد ديدم حالم ندارم برم كفش حالا انتخاب كنم و بيارم گفتم باشه خب همينو ميپوشم بعد يه غلطي كردم و پوشيدم واي اگه پابرهنه راه ميرفتم توي خيابون خيلي بهتر بود چقد روي زمين بودممممممممممم اصن حس نيمكردم كفش پامهتوي خيابون به خواهرم ميگم چطور اخه اسپورت ميپوشي  بعد اينطوري شد كه تا ساعت سه ديشب من پام درد گرفته بود خيلي شديددددددددد اخرشم پاشدم يه كدئين خوردم و كل پتو رو پيچيدم به جفت پاهام و ديگه شكرخدا نفهميدم و خوابم برده بود صبح پاشدم خوب بودمداشتم از درد ميمردم اصن نميتونستم حتي وايسم . بعد مامانم صبح گفت از بس اين كفشاي خركي رو ميپوشي ديگه عادتت شده حالا نميتوني كفش صاف بپوشي اصن من ديگه غلط بكنم كفش صاف بپوشم ديشب هي با خودم ميگفتم يعني صبح پاشم پام درد نمياد ديگه؟!!!

    آره خلاصه اينطوريا بود مثلا سرماخوردگيم خوب شده بود ذوق مرگيات بهم دس داده بود

    بعد ديگه اينم دوتا از نوه هاي من كه دارن خاك بازي ميكنن .اي جونممممممم عچيچ من،عخش من

     

    و اينم محصول انارمون كه اصن قابل خوردن نيس خيلي سفته

     

    ديگه سلامتي خب ديگه فعلا يا علي

    راستي پستاي اموزشي هنوز هس خيلييييييييييييييي، دارم درستشون ميكنم


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ديگه ,ديدم ,گفتم ,كفشاي ,كفشام ,پاشنه ,واسه خودم ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده